محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
378
قانونچه في الطب ( فارسى )
صفاق ميان كنج ران بشكافد و آن موضع بلند شود آن را فتق الاربيه نامند و اين هر دو نوع زنان را نيز عارض شود و اگر مجرى كه بالاى خصيتين است اتساع پذيرد و يا صفاق ميان اين مجرى بشكافد و از جوف چيزى به سوى كيسه خصيتين فرود آيد آن را قيله و فتق على الاطلاق خوانند و اين نوع مخصوص به مردان است و جمهور اطبا قيله را آدره و قرو نيز گويند بالجمله اطبا در اطلاق اين اسما اختلاف بسيار دارند چنانچه صاحب كامل گويد كه خروج ثرب و روده را به ناحيه سره فتق گويند و خروج معاء و ثرب را به ناحيه كنج ران قيلة الاربيه و قرو الاربيه نامند و نزول روده و ثرب را به كيسه انثيين قيلة الامعا و قرو المعائى و قرو الثربى خوانند و بعضى قيله را مخصوص داشتهاند بدانچه سبب او اتساع مجرى بلاخرق باشد بهر آنكه ايشان قيله را از امراض اتساع مجرى شمردهاند فقط و فتق آن را گويند كه سببش خرق صفاق باشد و آن را در امراض تفرق اتصال شمار كردهاند فقط و گاهى اضافت اين اسما يعنى فتق و قيله به سوى شى نازل كنند مثلا اگر آن جسم نازل ثرب باشد فتق ثربى گويند و اگر روده بود فتق معائى نامند و اگر آب باشد فتق مائى خوانند و اگر ريح باشد فتق ريحى گويند و كذلك قيله را ثربى و معائى و مائى و ريحى به دستور خوانند و قرشى قيله را مخصوص نموده چون شى نازل ثرب يا روده يا ريح باشد و اوره را چون نازل رطوبت مائيه يا دمويه يا غير آن باشد و انطاكى گويد كه فتق را قرو و قيله و آدره نامند و گويند كه قرو آب است و قيله لحم و آدره نزول ثرب و فتق عام از آن است . اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 646 . فواق كه به فارسى هكهك ( سكسكه ) و به هندى هچكى گويند حركت اجزاى معده است به فوق مركب از تشنج انقباضى و تمدد انبساطى . قى و تهوع و غثيان و تقلب نفس قى حركت معده است براى دفع چيزى كه در او باشد از راه دهن و با وى آن چيز دفع شود و ماده آن در جوف معده باشد و تهوع حركت معده است بىآنكه چيزى دفع شود و ماده آن داخل جرم معده باشد و غثيان تقاضاى معده است براى دفع بىحركت و ماده آن لاصق خمل معده باشد و در حالتى كه مطعوم ردى بود حادث شود و غثيان را غثى نيز گويند و تقلب نفس غثيان لازم و دائم را گويند كه بىقى باشد و گاهى ذهاب شهوت طعام را خوانند و بدانند كه غثيان مقدمه و مبدأ قى و تهوع است و اين احوال مخالف شهوت طعاماند از جميع جهات . اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 515 . كثرت طمث يعنى افراط سيلان خون حيض و اين عام است كه در ايام حيض خون بسيار آيد يا بعد انقضاى آن سيلان خون باقى بود و يا در غير ايام معتاد حيض پديد آيد و دوام نمايد و اين را استحاضه گويند بالجمله كثرت آن گاهى بر سبيل دفع طبيعت بود كه فضول ردى از بدن بدان دفع شود و اين